|
|
وقتی انحصار یک اسم را هم از من دریغ کردند |
|
|
يك روز بهم گفت كه مي خواهد برايم ستون درست كند و براي همين بايد يك قطعه عكس بهش مي دادم. من هم همين كار را كردم و البته اسم ستونم را هم انتخاب كردم. براي اينكه در آن سايت فقط داخلي مي نوشتم، اسم ستونم را (( به رنگ ايران )) گذاشتم. اين اسم را خيلي دوست داشتم چون يك حس خاصي بهم مي داد و البته در هيچ روزنامه و سايتي هم چنين اسمي نشنيده بودم. پس اينجوري فقط در انحصار من بود. هنوز 10 روز از درست شدن ستونم نگذشته بود كه از پارس فوتبال به عصر فوتبال كوچ كردم و اينگونه اين اسم زيبا به آرشيو خاطراتم پيوست تا زمانيكه در جايي ديگر، ستوني ديگر به من تعلق گيرد. (( به رنگ ايران )) به آرشيو خاطرات من منتقل شد اما گويا براي پارس فوتبال همچنان زنده ماند. امروز، گذرم به پارس فوتبال افتاد و چيز جالبي نظرم را جلب كرد و البته غمگين هم شدم. اين سايت قالبش را عوض كرده كه مباركش باشد و اسم خبرنگارانش به همراه ستون هايشان را در گوشه اي از سايت آورده است. در ميان خبرنگاران سايت، چشمم به نام (( آرلن گالوسيان )) خورد، دوستي ارمني و از شهر اصفهان. آرلن را نمي شناختم اما نام ستونش برايم خيلي آشنا بود. (( به رنگ ايران )) ازان آرلن شده بود و درست همين جا بود كه ايمان پيدا كردم حق معنوي كپي رايت براي پارس فوتبال چيزي شبيه كشك است. پ.ن: البته از دست آرلن عزيز دلخور نيستم چون حتم دارم اين اسم به او پيشنهاد شده است. |
||