|
|
باز هم از فوتبال |
|
|
من حسودم و دارم از حسودي مي ميرم . به ياد ندارم تا به حال به كسي اينقدر حسودي كرده باشم كه ديشب موقع بازي هلند _ پرتغال به عادل فردوسي پور حسودي كردم . راستش وقتي عادل به جام جهاني رفت و حتي بعد از اتمام بازي هاي ايران در آنجا ماند و بازي بزرگان دنيا را از نزديك دنبال كرد ، بهش حسودي كردم اما ديشب ديگر اوج حسودي ام بود و من هم دلم مي خواست مانند عادل از نزديك شاهد دعواي هلندي ها و پرتغالي ها باشم . يا وقتي كه دكو و فان برونكهورست كنار هم خارج از ميدان، بازي را نگاه مي كردند ، دلم مي خواست از نزديك شاهد گپ زدن دو اخراجي، دو رقيب و دو دوست باشم . در هر حال بايد صادقانه بگويم كه با شروع جام هجدهم براي اولين بار به عادل فردوسي پور حسودي كردم البته نبايد از حق گذشت كه عادل لياقتش را دارد يك ماه در كنار ستاره هاي فوتبال دنيا زندگي كند . از اين حرف ها كه بگذريم، بازي ديشب جالب بود و خيلي خوشحال شدم كه پرتغال فاتح اين ديدار بود اما نمي دانم چرا وقتي تلويزيون چهره ي مغموم فان باستن را نشان مي داد، دلم به حالش مي سوخت و اميدوارم كه پرتغال در مرحله ي بعد بتواند انگليس را حذف كند . در ضمن بايد بگويم فكر نكنيد جنجال ديشب تقصير داور و يا هلندي ها بود. عامل اين جنجال، خواهر دوست من بوده است . راستش خواهر دوستم چندان فوتبالي نيست و هر وقت بازي اي را تماشا مي كند، به جنجال كشيده مي شود درست مثل بازي آلمان _ كامرون در جام پيش . به هين دليل از دوستم خواهش كردم كه از خواهرش تقاضا كند حداقل بازي هاي آرژانتين را نبيند تا تيم محبوب من به سلامت قهرمان جام جهاني 2006 آلمان شود چون اين دفعه نوبت پكرمن و شاگردانش است كه جام را بالاي سر ببرند و اميدوارم ليونل مسي پديده ي اين جام شود . حالا كه حرف از فوتبال زدم، بگذاريد از تيم ملي هم بگويم . مي دانيد در اين چند وقته چه چيز حرص من را بيشتر از همه در آورده است ؟ كساني كه تا ديروز طرفدار برانكو و علي دايي و كلا تيم ملي بودند، امروز دارند در مطبوعات و تلويزيون از همه چيز ايراد مي گيرند و اين حالم را به هم مي زند . وقتي كه هنوز بارقه اي از اميد براي ايران بود و مي شد براي تيم بيچاره ي ايران كاري كرد تا اينگونه در سرزمين ژرمن ها خوار و خفيف نشود، همين افرادي كه امروز به همه چيز ايراد مي گيرند اگر حرف مي زنند شايد اوضاع ما اينگونه نمي شد . اگر همين عادل كه امروز خيلي راحت در مورد تيم ملي و برانكو انتقاد مي كند، در برنامه ي نودش كمتر به فكر خودش بود و مسائل تيم ملي را بازگو مي كرد، شرايط بهتر از اين بود . هنوز آن حرف عادل را به خوبي به ياد دارم كه در برنامه اش گفت : " اين انتقاد ها از تيم ملي، ديگر خيلي بي انصافي است . " بايد به عادل گفت : " چي شد آقاي فردوسي پور، تو كه تا ديروز انتقاد از تيم ملي را بي انصافي مي دانستي و به نظرت ايران خوب كار مي كرد . نكند توي اين دو هفته در جام جهاني، ايران تغيير كرد و از عرش به فرش رسيد؟ چرا حالا اين تيم را مي كوباني؟ نكند آن موقع به نفعت نبود از تيم انتقاد كني و الان هم ديگر دست دادكان و برانكو به جايي بند نيست تا موقعيتت را به خطر بياندازند؟ " مثل عادل توي ايران زياد است . يكيش همين اردشير لارودي كه زماني آرزو داشتم زير نظرش كار كنم البته آن موقع نمي دانستم لارودي اينقدر محافظه كار است و رك بگويم كه حزب باد است . آقاي لارودي كه در برنامه تلويزيوني حاضر مي شود و انتقاد مي كند چرا آن زمان كه مي شد براي ايران كاري كرد، مهر سكوت بر دهانش زد و هيچ نگفت؟! اصلا چرا راه دوري بروم . همين مجيد جلالي كه زماني قبولش داشتم . يكي نيست كه بگويد مربي عزيز اين آمار و ارقامي كه از جام جهاني هاي گذشته به دست آوردي، ديگر دردي را از فوتبال زخم خورده ي ما دوا نمي كند . تو بايد خيلي بيشتر از اينها با اعداد و ارقامت از ضعف هاي فوتبال ملي مي گفتي نه الان كه بردنش آلمان و پدرش را درآورده اند . آن زماني كه بايد به تيم ملي انتقاد مي شد ، همه ساكت ماندند حالا ديگر اين برنامه ها و حرف ها چه فايده اي دارد؟ اصلا يك ماه نه، يك سال اينها، برنامه بگذارند و كارشناس هاي آبكي بياورند تا از مشكلات تيم ملي بگويند و نظر بدهند. آيا اين، دردي از ما را دوا مي كند؟! آيا مي تواند غرور شكسته ما را برگرداند؟! آيا مي تواند مرهمي براي زخم هاي دل هايمان باشد كه در هر بازي ايران تيكه تيكه مي شد؟! اما مي دانيد بيشتر از همه ي اينها، چه چيز من را ديوانه مي كند؟ اينكه بين اين همه طرفدار تيم ملي برانكو و دادكان كه تا توانستند به منتقدان برانكو بد و بيراه گفتند و مسخره شان كردند، يك مرد پيدا نمي شود كه بگويد : " اين من بودم كه قبل از ناكامي ايران، از تفكرات برانكو حمايت مي كردم و حالا هم روي حرفم هستم . " متاسفانه تمام طرفداران برانكو يا پشت سنگرشان قايم شده اند و خودشان را به كوچه علي چپ زده اند يا مثل بعضي از اين آقايان تغيير رنگ داده اند . و اما مي دانيد چه چيز بيشتر از همه آزارم مي دهد؟ اينكه شايد قرار باشد چهار سال ديگر هم، شاهد خورد شدن عزيز دردانه ي همه ي ايرانيان باشم و من از اين موضوع بسيار مي ترسم چون ديگر طاقتش را ندارم ببينم اميد يك كشور چگونه رنگ مي بازد . |
||