تبليغاتX
فوژان
فوژان
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی
نازنینم! الان وقتش نیست

نه، الان وقتش نيست. من هنوز آماده نيستم و نمي توانم استقبال گرمي از تو بكنم. استقبال گرم كه چه عرض كنم، شايد بيايي و تازه موقع رفتنت متوجه حضورت شوم. هنوز خيلي كارها مانده كه بايد انجام بدهم و تو هم براي آمدن عجله داري. نيا، خواهش مي كنم نيا. من حتي وقت ندارم براي آمدنت به سر و وضعم برسم. دوست ندارم ملاقتمان به شكل بدي صورت گيرد. مي داني چيست؟ مي خواهم همه چيز را براي يك ديدار رويايي آماده كنم اما قبلش بايد به يك سري از كارها برسم. بايد به آنها سر و سامان بدهم تا بتوانم از لحظه لحظه ي حضورت لذت ببرم. بعد از اين، نوبت خودم است. قشنگ ترين لباسم را مي پوشم و خوش بو ترين عطرم را مي زنم . مي خواهم مو هايم را رنگ بزنم و مانند جديد ترين مدل كوتاه شان كنم. خانه را هم چنان تميز مي كنم كه از تميزي برق بزند و گل هاي مورد علاقه ات را در گلدان مي گذارم. و آن وقت است كه يك ديدار رويايي رقم مي خورد و از كنار هم بودنمان نهايت لذت را مي بريم.

پس، فعلا قيد آمادن را بزن تا بتوانم مقدمات يك چنين ملاقات با شكوهي را مهيا كنم. از دستم ناراحت نشو. دلم نمي خواهد تو را هم مانند قبلي ها به همين راحتي از دست بدهم. تو برايم با بقيه فرق مي كني و خودت هم خوب مي داني كه چقدر دلتنگ ات هستم اما مي خواهم شروع ما با همه ي شروع ها متفاوت باشد، براي همين به من فرصت بده. قول مي دهم، قسم مي خورم. به همان خدايي كه آن بالاست، قسم مي خورم كه وقت آمدنت همه چيز آماده باشد. فقط به من مهلت بده.

نمي خواهم برنجانمت اما باور كن كه شب ها همه اش كابوس مي بينم. خواب مي بينم كه تو آمده اي و من هنوز آماده نيستم. رويت را بر نگردان، آمدن ات كابوس نيست اما وقتي در كنار آماده نبودنم قرار مي گيرد، از كابوس هم وحشتناك تر مي شود. من تحت فشارم و تو در هزاران كيلومتر دور تر از من، فكر مي كني كه برايم اهميت نداري اما قسم به تمام زيبايي هاي دنيا، بدون تو ديگر دنيا برايم اهميتي ندارد. براي همين هم با وسواس خاصي دارم همه چيز را تغيير مي دهم، حتي دنياي كوچك اطرافم را.

مي دانم در عرض يك چشم به هم زدن مي تواني خودت را به من برساني اما اين كار را نكن. از تو خواهش مي كنم كه نيايي. من كه به خاطر آماده نبودنم در گذشته بارها تنبيه شدم، اين دفعه نمي خواهم تو را به همين راحتي از دست بدهم. درست است كه تو هميشه آماده اي اما بد نيست به فكر من هم كه از تو خيلي ضعيف تر و ناتوان ترم باشي. بفهم كه دوستت دارم و زندگي ام با وجود تو معني پيدا مي كند اما باور كن الان شرايط مناسبي براي ديدار من و تو نيست.

فرداي نازنينم! نيا. آخر به چه زباني بگويم كه هنوز با ديروز اتمام حجت نكرده ام و امروزم هم روي هواست.

2 نوشته شده در  85/08/27ساعت 16:39  توسط گیتی   |