|
|
وقتی که خونم قرمز قرمز بود |
|
|
قدیم ندیما،فوتبال تمام زندگیم بود. از اون پرسپولیسی های ۳ آتیشه!!! بودم. خلاصه اینقدر فوتبالی از نوع پرسپولیسیش بودم که همه چی رو قرمز می دیدم و می شنیدم. حتی به آهنگ " بلک کتس " هم رحم نمی کردم مهدی توو زمین / " اس اس " کارش تموم ای وای تنگ غروب / چقدر آزادی شلوغ پروین تووی فکر / نمی خواد که ببازه موی مهدی تارتار / پریشون تووی باد قرمز، چی بگم؟ چی بگم؟ / باده عشق تیم قهرمان قهرمان / قلب بهشت حالا من چی بگم دل می بره ورزش فوتبال ببین " مارکوس " گلم زمین چه جوره و تق تق ترقه قرمز، قرمز، قرمز قرمز پسراش گل زن و با هوش / خوش قد و بالا، ساده و پرجوش گل می زنن و باهم می خندن / توپا توو تورا یدم می غلتن هی می برن از " اس اس " تهرون / شادی می کنن سرخای ایرون توپا توو هوا بالا / بلرزون تور رو یالا پا نوشت ۱) مهدی از نوع هاشمی نسب است پا نوشت ۲ ) در آن بازی " مارکوس مرک " آلمانی داور مسابقه بود. |
||
|
|
تاری به چسبناکی " تار عنکبوت " |
|
|
یه نگاه توو آینه بنداز. ببین چطور بین تار های " باید " ها و " نباید " ها، " نتواستن " ها و " نشدن ها " ها گیر کردی. |
||
|
|
به تقدیر تن بده!!! |
|
|
می دونی، خیلی بی معرفتی می خواد که وقتی " اوس کریم" اینقدر بهت حال می ده، تو باز هم از عالم و آدم شاکی باشی. اما شاید از دید تو چندان " بی معرفتی " نباشه و به خودت حق بدی. اما قربونت برم، هیچ کس گوشی برای شنیدن " شکواییه " تو نداره. پس به قول حافظ " در مقام رضا باش و ز قضا مگریز" |
||