تبليغاتX
فوژان
فوژان
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی
وقتی که خونم قرمز قرمز بود
قدیم ندیما،فوتبال تمام زندگیم بود. از اون پرسپولیسی های ۳ آتیشه!!! بودم. خلاصه اینقدر فوتبالی از نوع پرسپولیسیش بودم که همه چی رو قرمز می دیدم و می شنیدم. حتی به آهنگ " بلک کتس " هم رحم نمی کردم  اینم از شعر و شاعریم در ۱۵ سالگی:

مهدی توو زمین / " اس اس " کارش تموم

ای وای تنگ غروب / چقدر آزادی شلوغ

پروین تووی فکر / نمی خواد که ببازه

موی مهدی تارتار / پریشون تووی باد

قرمز، چی بگم؟ چی بگم؟ / باده عشق

تیم قهرمان قهرمان / قلب بهشت

حالا من چی بگم دل می بره ورزش فوتبال

ببین " مارکوس " گلم زمین چه جوره و تق تق ترقه

قرمز، قرمز، قرمز

قرمز پسراش گل زن و با هوش / خوش قد و بالا، ساده و پرجوش

گل می زنن و باهم می خندن / توپا توو تورا یدم می غلتن

هی می برن از " اس اس " تهرون / شادی می کنن سرخای ایرون

توپا توو هوا بالا / بلرزون تور رو یالا

پا نوشت ۱) مهدی از نوع هاشمی نسب است

پا نوشت ۲ ) در آن بازی " مارکوس مرک " آلمانی داور مسابقه بود.

 

2 نوشته شده در  86/10/20ساعت 19:40  توسط گیتی   | 

تاری به چسبناکی " تار عنکبوت "
یه نگاه توو آینه بنداز. ببین چطور بین تار های " باید " ها و " نباید " ها، " نتواستن " ها و " نشدن ها " ها گیر کردی.
2 نوشته شده در  86/10/12ساعت 14:27  توسط گیتی   | 

به تقدیر تن بده!!!

می دونی، خیلی بی معرفتی می خواد که وقتی " اوس کریم" اینقدر بهت حال می ده، تو باز هم از عالم و آدم شاکی باشی. اما شاید از دید تو چندان " بی معرفتی " نباشه و به خودت حق بدی. اما قربونت برم، هیچ کس گوشی برای شنیدن " شکواییه " تو نداره. پس به قول حافظ " در مقام رضا باش و ز قضا مگریز"

2 نوشته شده در  86/10/02ساعت 23:39  توسط گیتی   |